عمر الخيام النيشابوري ( مترجم : قاسم انصاري )

55

رسالة جواباً لثلاث رسائل ( دورساله فلسفى )

جوابى فراگير دارد كه اخبار آن منتشر شود و آرزوها بر آورده گردد ، به خواست خدا و به ميزان طاقت و توفيق ، به پاسخ آنها قيام ميكنم . سلام بر آن كه پيرو هدايت است . فصل : بدان كه : هر موجودى يا بذاته هست يا به ذاته نيست ، در هر حال به به وجود آورنده‌يى نياز دارد كه ذاتا بر موجود مقدّم است ، و موجود در ارتقاى خود به موجد واجب الوجود منتهى مىشود كه به اعتبار نفس خود به چيزى ديگر اضافه نشده است ، وقتي بر محال بودن چيزى كه بالفعل متناهى نيست ، اقامهء برهان شد ؛ روشن مىشود كه اين وجود وجودي أفضل و حقيقى است و ثابت ميگردد كه ما سواى أو در وجود نيازمند به اوست ، و بيان كرديم كه وجود عدد متناهى است چه عدد ، در أجناس وجود جريان دارد . و بدان كه : عقل ، به واسطهء معلومات اوّليه ، بر أشياء پنهان از حسّ اطّلاع و اشراف دارد و آنها را مقدّماتى قرار ميدهد كه لازمهء آنها حقّ مطلوب است ، و از معلومات اوّليه است كه هر عددي ميتواند دو برابر شود و آنچه بالفعل نامتناهى باشد ، امكان دو برابر شدن را ندارد ، چون آنچه نامتناهى باشد غير ممكن است كه چيزى بزرگتر از آن باشد ، و آنچه بالفعل نامتناهى است ، عدد نيست ، اين ، ضرب اوّل از شكل دوم قياسات حمليّه است ، در اين صورت روشن مىشود كه موجود به ذات خود موجود نيست بلكه به غير خود موجود است و به اعتبار ذات ، به ذات واجب البقاء منتهى مىشود ؛ و ميگوييم : ممكن نيست كه موجود بذاته ، جز يكى ، غير معلول باشد زيرا روشن شد كه موجود اوّل ، آن است كه وجود أو را سبب و علّتى نباشد و اگر علّتى داشته باشد ، همان اوّليت اوست كه در شأن وجودي أو نيست و از معلومات بديهي است كه ميان دو چيز ، به ذات يا عرض ، اندك مغايرتى هست ، اگر دو موجود ، نخست در يك مرتبه اثبات شوند ، به آنچه مغايرت ميپذيرند ، غير از چيزى است كه در آن اشتراك دارند ، پس ناچار قوام يكى از آن دو به دو چيز است ، در يك چيز با ديگرى شريك است و چيز ديگر